تبليغاتX
من و دوستان
 

راستش حالا که سال تحصیلی شروع شد به نظرم خیلی برای ما تنبلا خوب شد

آخه میتونیم دیر آپ کردن خودمون رو گردن این علمه بندازیم. اونم که زبون نداره از خودش دفاع کنه که بی انصاف تو که سه ماه تابستون فرصت داشتی چرا آپ نکردی؟

خوب خبر خاصی از مزار و تحولات آن ندارم. راستش آن خبر دعوای شیخ علی و حسین منصوری حال می داد تا یک تایپیک داغ براش بنویسم اما خیلی دیر شده و الان دیگه حال نمیده اما اگر شما دوستان بخواهید شاید یک چیزایی براتون گفتم.

خوب دیگه بریم به این آقا علمه برسیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت   توسط یک بهابادی  | 

خوب شلوغی های تهرانم تموم شد و زندگی در تهران تقریبا به حالت عادی برگشت . در مزار هم هر چند شلوغی در کف خیابانها ایجاد نشد اما تو دلا خیلی شلوغیها ایجاد شده بود که شلوغیهای دل بعضی هم در مزار الان خوابیده و به زندگی معمولی مشغولند. 

دوباره آقای حسین منصوری توی بلندگو داد زد که هر که کود شیمیایی لازم داره بیاد بگیره

البته کسانی که پارتی داشتند یا اینکه زبان حرف زن و تیزی داشتند که شورا از آنها می ترسید تا دو کیسه و سه کیسه هم به آنها می دادند.

آقای حیرانی هم که یک نانوایی محلی زده و نون عباس بنو را که نانوایی سنگک داره حسابی آجر کرده البته هر چند دارند یک سنگ اندازیهایی برای آقای حیرانی می کنند آخه مزاریها معتقدند هر کی میخواد کار کنه باید بره تهران کار کنه و ما چشم نداریم جوونی تو مزار و در کنار خانواده خودش باشه کار خوبی هم داشته باشه!!

ایشان الان حسابی دنبال آرد سهمیه است چون داره آرد آزاد می خره و نونهای خوب پنجه کش و گرده را ۱۰۰ تومان می فروشه.

آیا به نظر شما آرد سهمیه حق این جوان هست یا نه؟

اگر کسی دیگر بود که هر دو شرایط بالا را داشت (پارتی و زبان تیز که از آن بترسند) نمی توانست از شوراهای با سواد و با کلاس و فرهنگی روستا یک سهمیه آرد بگیرد؟

آیا شورا نباید برای این جوان کاری بکنه تا شاید تشویقی بشه تا جوانها برگردند و در همین مزار کارهای خارق العاده (که به نظر بنده فقط از قنبرا بر میاد) انجام دهند؟(البته جونها همه به مزار برنگردند و نانوایی بزنند چون آنوقت در هر خونه یک نانوایی سنگک خواهیم داشت)

ربط بین کود و آرد رو خودمم نفهمیدم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت   توسط یک بهابادی  | 

بنده از کسانی بودم که خواستار تغییر دولت فعلی بودم(البته خیال نکنید به کروبی رای دادم) و ماجرواجویی های دولت فعلی را قبول ندارم

اما سوالی که در ذهنم هست این است که مگر قدرت چقدر جذاب است؟

چرا آقای احمدی نژاد بعد از پیروزی باز هم جو گیر شده و در مقابل هواداران خود مخالفانش را خس و خاشاک می نامد؟ آیا ۱۴میلیون نفری که به ایشان رای ندادند مردم این سرزمین نیستند؟

آیا وظیفه یک رییس جمهور تامین امنیت جامعه نیست؟ آیا این حرفها به امنیت جامعه کمک می کند؟

 

سوال دوم از آقای موسوی است:

ایشان که حضور خود را برای مبارزه با قانونگریزی عنوان کرده بودند چرا حال قانونگریز شده اند؟ واقعا آقای موسوی میخواهد از رای مردم دفاع کند یا چون به قول معروف در مقابل احمدی نژاد کم آورده است هر روز مردم را به تظاهرات دعوت می کند؟

مگر اعتراض ساز و کار قانونی ندارد؟ (همان قانونی که موسوی دنبال احیای آن بود)

چرا ایشان به شورای نگهبان شکایت نمی برد؟ البته اینکه ایشان بگوید شورای نگهبان را قبول ندارم از نظر بنده در حال حاضر صحیح نیست چون در بازی فوتبال وقتی تیمی شکست می خورد نمی تواند بگوید داور را قبول ندارم چون اگر قبول نداشت از همان اول نباید وارد این رقابت می شد.

 

به نظر بنده تنها کسانی که از دعوای این دو (که به نظر بنده کاملا شخصی است و برای حفظ قدرت است و نه خدمت که هر دو از آن دم می زنند) ضرر می کنند مردم عادی هستند که امنیت رفاه و آسایش خود را از دست داده اند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت   توسط یک بهابادی  | 

در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در روستای مزار عباس طلوس توانست با ۱۱ رای از آقای رضایی و کروبی پیشی بگیرد.

در این انتخابات عباس توانست ۱۱ رای را از ۹۶۲ رای به خودش اختصاص دهد و این در حالی است که آقای محسن رضایی ۳رای را به خود اختصاص داده بود و مهدی کروبی هیچ رایی نیاورده بود.

شمارش آرا در این دوره بدین ترتیب بود

۱- محمود احمدی نژاد  ۸۲۵ رای

۲- میرحسین موسوی  ۱۲۳ رای

۳- محسن رضایی        ۳  رای

۴- مهدی کروبی (ایشان هیچ رایی نیاوردند)

آراء باطل                  ۱۱ رای (منظور از این آرا همان رایهایی است که به نام عباس در صندوق وجود داشته است.

کل آرا در روستای مزار   ۹۶۲ رای

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت   توسط یک بهابادی  | 

انتخابات در مزار بیشتر بهانه ای است تا مردم دور و بر هم بشینند و به دور از مشکلات خود ستادی (چایخانه و سیگار خانه ای) بزنند و با یکدیگر به بحث بنشینند.

اما در مزار (و کل کشور) گروههایی هستند که رایشان همیشه مشخص است.

۱- عده ای هستند که خود شان رو اصولگراهای مزار  می دانند و هرگز نخواسته اند مدرنیته رو قبول کنند و همیشه سنتی عمل می کنند که مشخصا در این دوره نیز به آقای احمد نژاد رای خواهند داد. (مانند طیف سیدا و ...)

۲- عده ای هستند که خود شان رو اصلاح طلبای مزار  می دانند و  که مشخصا در این دوره  آقای  میرحسین  رای خواهند داد. (مانند طیف قویدل ها  و ...)

۳- عده ای هستند که اینها همیشه دوست دارند ساز مخالف سیدا رو بزنند یعنی این گروه اصلا اصلاح طلب نیستند بلکه بیشتر مخالف هستند(و به قول خودمون میخوان لج در بیارن) که این عده در این دوره قطعا به میرحسین رای خواهند داد.مانند طایفه رقیبی هاو...

۴- عده ای هستند که میخواهند دل هر دو طیف رو بدست بیاورند و بگویند که در عین حالی که ما با هر دو گروه هستند ولی هیچ کدام از دو گروه بالا رو قبول نداریم که این عده نیز قطعا به کروبی رای خواهند داد. مانند پهلوان ها و ...

۵- عده ای دیگر هستند که اینها همیشه طرف مظلوم رو می گیرند با اینکه می دانند آن شخص هیچ رای نمی آورد اما حالا نمی دانم به خاطر مسائلی همیشه از کسی که در نظر سنجی ها پایین ترین رای رو میاره حمایت می کنند که این عده رایشان محسن رضایی خواهد بود. مانند صفر سلیمانی و ...

البته نباید از حق گذشت با این که در این تقسیم بندی دو گروه به میر حسین رای خواهند داد اما باز هم رای مزار بیشتر در دست دینداران سنتی می باشد و با توجه به اینکه صندوق مزار به درزاب نیز برده می شود که آنها نیز همه یک دست اصولگرا هستند نتیجه انتخابات به شرح ذیل می باشد:

۱-محمود احمدی نژاد  نفر اول با   ۳۵۲ رای

۲-میرحسین موسوی  نفر دوم با  ۲۸۷رای

۳-مهدی کروبی          نفر سوم با ۱۲۹ رای

۴- محسن رضایی     نفر چهارم با ۳۶رای

نظر شما چیه؟

البته همیشه اینگونه بوده که کسی که در مزار رای اول رو میاره در کشور و یا شهرستان(برای نمایندگی در مجلس) نفر دوم میشه!

حالا رییس جمهور آینده رو حدس زدید؟

+ نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت   توسط یک بهابادی  | 

عید امسال نیز گذشت  با همه خاطرات خوب و بد!

از خاطرات بد همین مرگ و میرها اتفاقی که برای بعضی از اهالی افتاده بود و از خاطرات خوب باران خیلی خوب و بجایی که در آخر ای تعطیلات نوروز ریخت.

البته این باران فقط به چاه موتور آخوندیها ضرر وارد کرده بود که آن هم به خاطر شکسته شدن بند استعلی جان بود که در بالای چاه موتور آنها قرار دارد.خیلی خسارت به باغها زده بود و برای همین هر روز بخشدار و فرماندار و دیگر مسئولین را برای دیدن خسارات و احتمالا گرفتن خسارات از آنها به آنجا می بردند.

اما یک اتفاق خیلی جالب امسال رخ داد که خیلی برای خودم بامزه بود لذا گفتم برای شما عزیزان نیز بگم.

شورا و دهدار روستا تصمیم بر زیباسازی روستا گرفته اند لذا در روبروی مرده شو خانه میخواهند درخت بکارند

یک روز که اقای محمد سلطانخواه دهدار روستا برای نهال کاری تشریف می برند و میخواستند چاله بکنند تا نهال را درون آن بگذارند کلنگ خود را به لوله آب می زنند و آن را سوراخ می کنند.

 

البته آنوقت قرار بود که آقای منصوری رو خبردار نکنند و گرنه پوست از سرشان می کند.

شما هم به آقای منصوری اطلاع ندهید و خبر کشی نکنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت   توسط یک بهابادی  | 

 

توي اينترنت داشتم می گشتم که یک جمله نظرم رو جلب کرد.

شاید بتوان این جمله را یکی از راه حل های مشکلاتمان هم دانست. (تحلیلش با دوستان)

 

و آن جمله این است:

 

«مرام فقط مرام گاو، چون نگفت من، گفت: ما»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت   توسط یک بهابادی  | 

محرم امسال نیز گذشت!! و باز هم مثل سالهای قبل، همه آمده بودند، شلوغ بود، جای خالی پیرمرها خصوصا خالو حاج احمد احساس می شد، روحانیمون که همش درباره دروغ و غیبت و ریا صحبت می کرد و کمتر درباره علل قیام امام حسین چیزی گفت، خیمه پذیرایی در در نانوایی به راه بود (البته با ولخرجی هایی که امسال داشتند فکر کنم بودجه دولتی داشتند)،  نوحه خوانها هم همه برای خواندن در شب عاشورا صف کشیده بودند، بعضی که  نوحه های جدید می خواندند که مردم با آهنگ آن آشنا نبودند، بعضی آنقدر نوحه های خود را طولانی می کردند، تا در این وسط یکهو یک نفر می گفت یا حسین در حالی که نوحه خوان داشت نوحه می خواند! بعضی که تا به حال حتی میکروفن هم ندیده بودند ادعا می کردندکه باید شب عاشورا حتما نوحه ای بخوانند چون نذری دارند! بعضی نیز سعی می کردند لااقل با وعده دادن پول برای ساخت مسجد مردم را وادار کنند تا برای امواتشان در شب عاشورا فاتحه ای نثار کنند، مسئولین هم که انگار نه انگار شب عاشورا جای خواندن اطلاعیه و تقدیر و تشکر و گزارش کار نیست و مانند سالهای دیگر و حتی پرشورتر به صف ایستاده بودند، و بعضی دیگر نیز چادر پذیرایی زده بودند! البته جالب بود که آنها تمام هم و غم خود را برای پذیرایی بانوان گذاشته بودند (نهار مخصوص زنان است، مردها وارد نشوید!)

در اینجا بود که واقعا باورم شد که آقام چقدر غریبه!

دوستان برای نظر خواهی کاملا آزادند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت   توسط یک بهابادی  | 

از قدیم الایام روستای مزار از نظر مذهبی خیلی جلوتر از روستاهای اطراف و یا حتی شهرهای آن بود و نمونه آن را می توان در پیرمردهای باسوادی که بعضی از آنها حافظ کل قرآن نیز بوده اند و مسلط  بر توضیح المسائل ها و .... دانست مانند مرحومین خالو حج احمد، خالو کلمللا،  دایی کلبحسن (حسنخوانی)، امام جماعت فقیدمون کلبغلمحسین رجایی، حج سدحسین، خالو مرزای فکری و .... (اگه کسی از قلم افتاده معذرت می خواهم، قصد بر شمردن همگی را ندارم بلکه به ذکر نمونه هایی بسنده می کنم) و در میان پیرمردای زنده مون هم که کم نیستند، اما به یکباره این روستای سراپا مذهبی به روستایی تبدیل شده که اگر در جای دیگری هم فسادی انجام می شود اول چشم ها به سوی مزار و مزاری می رود، (حقیقتی  است هر چند تلخ است و از بیان آن شرم دارم)

راستی این روستا و مردمان آن را چه می شود که حتی بالاترین فسادها در مقدس ترین مکانها انجام می شود اما باز هم مردم انگار نه انگار که اتفاق خاصی افتاده باشد و هر کدام سرشان به زندگی خودشان گرم است!!

ریشه این فسادها در کجاست؟

راستی این عده که این چنین آبروی روستا و آبروی چندین ساله بزرگان ما را به باد می دهند و زنده ها را هم به سخره گرفته اند، چه کسانی هستند؟

وظیفه اجتماع نسبت به آنها چیست؟

هر چند تعداد این عده به عدد انگشتان دست هم نمی رسد اما متاسفانه هر کاری که دوست داشته باشند انجام می دهند و آنقدر اجتماع نسبت به اینها بی تفاوت شده که حتی حاضر نیست آنها را طرد کند (البته اگر طرد کردن این افراد کار صحیحی باشد چرا که نظریه دیگری نیز هست که می گویند باید به اصلاح اینها پرداخت نه این که آنها را طرد کرد، که به نظر هر دو نظریه در جای خود نظر صحیحی خواهد بود. )

اظهار نظر بعضی از مردم هم که ای کاش هرگز سخنی بر زبان نمی راندند، باعث جری شدن بیشتر آنها می شود مانند اینکه اینها جوان هستند، اینها نافهم هستند، و....

راستی مقصر کیست و راه چاره چیست؟

آیا مقصر قشر فرهنگیان هستند که با یدک کشیدن این عنوان برای خود، گروههای دیگر را از خود طرد کرده و دیگران را در اجتماع خود جای نمی دهند!

آیا مقصر قشر روحانی هستند ( کم هم نیستند در مزار ما شاء الله) که حاضر نیستند در زمانهایی که حداقل در مزار هستند به ارشاد و آگاه کردن مردم بپردازند!

آیا مقصر پدر و مادران هستند که حتی حاضر نیستند زمانی که پسرشان ساعت 4صبح به خانه می آید حداقل در حد یک سوال! از او بپرسند که دیشب کجا بودی؟

آیا مقصر عموم مردم روستا هستند که نه تنها امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند بلکه دیگرانی را که این کار می کنند با نام فضول می شناسند! و خودشان راحت از کنار فسادهایی که با چشمان خود می بینند می گذرند و وقتی بیدار می شوند که نام پسران خود را در میان فاسدین می بینند، و یا اینکه  درد را باید در جای دیگری یافت!

دوستان می توانند با نظرات خود در شناساندن درد کمک کنند تا بعد از شناسایی درد همه با فکر یکدیگر به درمان آن بپردازیم.

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت   توسط یک بهابادی  | 

 

به نظر شما مشکل اصلی درست نشدن مسجد جدید روستای مزار چیست؟

عدم کمک مالی مردم؟ (البته بعض میلیونی وعده کمک دایان  امبا گفتان باید مسجد ددر خانه ما بو تا ما شلوارام دپامو نکنم و تانم با زیر شلواری بیایم به مسجد!

پیدا نشدن جای مناسب؟ (راستیش تا حالا ندیه بویم برای محل مسجد رای گیری شو که در روستای مزار این کار صورت گرفت هر چند بعدا دزریش زیان)

چند دستگی به خاطر ریاست و به انحصار کشیدن مسئولیت مسجد جدید (مسجد راس نشیه که رییسیش نما! پاس صبر کنه که راس شو بعدا فکریش خمکه)

اگر نظر خاص دیگری هم هست بفرمایید تا رونوشت این نظرات را به شورای اسلامی روستای مزار، هیئت ابوالفضلی، هیئت امنای مسجد، بخشداری بجستان، فرمانداری گناباد، استانداری خراسان، وزارت کشور ، رییس جمهور، بان کی مون ریئس سازمان ملل متحد و آقای البرادعی ( چه ربط داره) بفرستم تا شاید این مسجد ما هر چه زودتر با این نظرات کارشناسی شما درست بشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت   توسط یک بهابادی  |